داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

داستان آموزنده عقرب

روزي مردي، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما

 

عقرب انگشت او را نیش زد. مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر

 

او را نیش زد. رهگذري او را دید و پرسید براي چه عقربی را که نیش می زند، نجات میدهی ". مرد

 

پاسخ داد: "این طبیعت عقرب است که نیشبزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم: "

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها