داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

حکایت بسیار طنز دیر رسیدم(عبید زاکانی)

جمعی به جنگ ملاحده رفته بودند. در بازگشتن هر یك سر ملاحده‌ای بر چوب كرده می‌آوردند. یكی پایی بر چوب می‌آورد. پرسیدند: این را كه كشت؟ گفت: من، گفتند: چرا سرش نیاوردی؟ گفت: تا من برسیدم، سرش را برده بودند.

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها