داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

داستان طنز عطیه خلیفه به بهلول

روزي هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که آن را در میان فقرا و نیازمندان تقسیم نماید . بهلول وجه را

 

گرفتو بعد از چند لحظه به خود خلیفه پسداد . هارون علتآن را سوال نمود .

 

بهلول جواب داد

که من هرچه فکر کردم از خود خلیفه محتاج تر و فقیر تر کسی نیستاین بود که من

 

وجه را به خود خلیفه رد کردم . چون می بینم مامورین و گماشتگان تودر دکانها ایستاده و به ضرب

 

تازیانه مالیات و باج و خراج از مردم می گیرند و در خزانه تو می ریزند و از این جهتدیدم که احتیاج

 

تو از همه بیشتر است. لذا وجه را به شما برگرداندم .

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها