داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

حکایت طنز زن مزبد که حامله بود !(عبید زاکانی)

زن مزبد حامله بود. روزی به روی شوی نگریست و گفت وای بر من اگر فرزندم به تو ماند. مزبد گفت: وای بر تو اگر به من نما ند.

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها