داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

حکایت یاد خدا و پیغمبر(عبید زاکانی)

شخصی از مولانا عضدالدین پرسید چطور است كه در زمان خلفا مردم دعوی خدایی و پیغمبری بسیار می‌كردند و اكنون نمی‌كنند. گفت: مردم این روزگار را چندان ظلم و گرسنگی پیش آمده است كه نه از خدایشان به یاد می‌آید و نه از پیغامبر.

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها