داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

داستان طنز « زنی که سکته خفیف آرزو کرد»

روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد. او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است.

 

قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم .

 

زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت: 

متشکرم، ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست؛ هر آرزویی داشته باشی شوهرت 10 برابر آن را می گیرد.

 

زن گفت: اشکال ندارد !

 

زن برای اولین آرزویش می خواست که زیباترین زن دنیا شود !

 

قورباغه اخطار داد که شما متوجه هستید با این آرزو شوهر شما نیز جذابترین مرد دنیا می شود و تمام زنان به او جذب خواهند شد؟

 

زن جواب داد: اشکالی ندارد من زیباترین زن جهان خواهم شد و او فقط به من نگاه می کند !

 

بنابراین اجی مجی... و او زیباترین زن جهان شد!

 

برای آرزوی دوم خود، زن می خواست که ثروتمندترین زن جهان باشد !

 

قورباغه گفت: این طوری شوهرت ثروتمندترین مرد جهان خواهد شد و او 10 برابر از تو ثروتمندتر می شود.

 

زن گفت اشکالی ندارد! چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه او دارد مال من است.

 

بنابراین اجی مجی... و او ثروتمندترین زن جهان شد!

 

سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد :

 

من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم!

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها