داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

حکایت کوتاه « گردو شکستن ملا » ملانصرالدین

ملا روزی گردو می شکست گردویی از زیر سنگش جسته ناپدید شد گفت سبحان الله همه چیز از مرگ می گریزند حتی بهائم.

برچسب ها

, , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها