داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

حکایت «هدیه بهلول به هارون»

روزي هارون الرشید امر کرد تا جایزه به بهلول بدهند و چون آن جایزه را به بهلول دادند نگرفتو او را رد کرد و گفت:این مال را به اشخاصی بدهید که از آنها گرفته اید و اگر این مال را به صاحبش برنگردانید هر آئینه روزي خواهد رسید که از خلیفه مطالبه شود ولی در آن روز دست خلیفه خالی و چاره اي جز ندامت و پشیمانی نداشته باشد .

هارون از شنیدن این کلمات بر خود لرزید و به گریه افتاد و گفتار بهلول را تصدیق نمود .

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها