داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

حکایت طنز گریه دختر بچه

مردی کودکی را دید که می گریست و هر چند مادرش او را نوازش می کرد خاموش نمی شد گفت خاموش شو تا مادرت را به کار گیرم مادر گفت این طفل تا آنچه گویی نبیند به راست نشمارد و باور نکند.

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها