داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

داستان عاشقانه و آموزنده « عشق جادوی ناتمام »

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود ،ازش پرسید:چرا دوستم داری؟واسه چی عاشقمی؟

پسر:دلیلشو نمیدونم ….اماواقعا”‌دوست دارم

دختر:تو هیچ دلیلی نمیتونی بگی پس چطور دوستم داری؟چطور میتونی بگی عاشقمی؟

پسر:من جدا”دلیلشو نمیدونم اما میتونم بهت ثابت كنم

دختر:ثابت كنی؟من میخوام دلیلتو بگی . دوست پسر یكی از دوستام میتونه علت عاشق بودنشو بگه اما تو میگی نمیدونی!!!!