داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

حکایت طنز «بچه ملانصرالدین»

روی ملا خواست بچه اش را ساکت کند به همین جهت او را بغل کرد و برایش لالایی گفت و ادا در می آورد, که ناگهان بچه روی او ادرار کرد!

 

ملا هم ناراحت شد و بچه را خیس کرد.

 

زنش گفت: