داستانـَک | بزرگترین مرجع داستان های کوتاه و بلند

داستان دنباله دار شازده کوچولو قسمت چهارم «ادامه قسمت هواپیمای شازده»

به این ترتيب از یک موضوع خيلی مهم دیگر هم سر در آوردم: این که سياره ی او کمی از یک خانه ی معمولی

 

بزرگ تر بود.این نکته آن قدرها به حيرتم نينداخت. می دانستم گذشته از سياره های بزرگی مثل زمين و کيوان و

 

تير و ناهيد که هرکدام برای خودشان اسمی دارند، صدها سيار هی دیگر هم هست که بعضی شان از بس

 

کوچکند با دوربين نجومی هم به هزار زحمت دیده می شوند و هرگاه اخترشناسی یک یشان را کشف کند

داستان دنباله دار  شازده کوچولو بخش اول مار بوآ

یک بار شش سالم که بود تو کتابی به اسم قصه های واقعی -که درباره ی جنگل بِکر نوشته شده بود- تصویر

 

محشری دیدم از یک مار بوآ که داشت حيوانی را می بلعيد. آن تصویر یک چنين چيزی بود:

 

مارهای بوآ شکارشان را همين جور درسته قورت می دهند. بی این که بجوندش. بعد » : تو کتاب آمده بود که

 

.« دیگر نمی توانند از جا بجنبند و تمام شش ماهی را که هضمش طول می کشد می گيرند می خوابند

 

این را که خواندم، راجع به چيزهایی که تو جنگل اتفاق م یافتد کلی فکر کردم و دست آخر توانستم با یک مداد

 

رنگی اولين نقاشيم را از کار درآرم. یعنی نقاشی شماره ی یکم را که این جوری بود: